به گزارش سراج24، حضرت صدیقه طاهره(س) در ساعتهای پایانی عمر با برکتش خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: ای پسر عم! در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی و از آغاز زندگی مشترک با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم، امام علی(ع) فرمود: پناه بر خدا راست میگویی، به خدا سوگند تو داناتر، نیکوتر و پرهیزکارتر از آن بودی.... فقدان و جدایی تو بر من سنگین است، چون چارهای جز تسلیم ندارم آن را تحمل میکنم، به خدا قسم مصیبت رسول خدا(ص) بر من تجدید شد، آنگاه ساعتی با هم گریستند.
*وصیت حضرت زهرا(س) از دفن شبانه تا سلام بر فرزندانش تا روز قیامت
بعد از مدتی این بانوی بزرگ اسلام وصیتای را ایراد کرد که متن آن از کتاب بحارالانوار علامه مجلسی در ادامه میآید:
«هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله(ص) اوصت وهی تشهد ان لاالهالاالله وان محمداً عبده ورسوله وان الجنه حق والنار حق وان الساعه آتیه لاریب فیها وان الله یبعث من فی القبور.
یا علی! انا فاطمه بنت محمد(ص) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا والاخره، انت اولی لی من غیری حنطنی وغسلنی وکفنی باللیل ولا تعلم احداً واستودعک اللّه واقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامه».(1)
این وصیت فاطمه(س) دختر رسول الله است و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد(ص) میدهد و گواهی میدهد که بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است در آن شکی نیست و خداوند همه آنها را که روزی در قبر میخوابند مبعوث میگرداند.
ای علی! من فاطمه دختر پیامبرم، خدای مرا به همسری تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده، تو به من سزاوارتر از دیگرانی، مرا شب غسل ده و کفن و دفن کن و احدی را بر آن مطلع مساز، با تو خداحافظی کرده و به فرزندانم تا روز قیامت سلام میفرستم.
*آخرین سخنان صدیقه طاهره(س) در دنیای فانی
کلماتش را در حین شهادت چنین ضبط کردهاند: «السلام علیک یا جبرئیل السلام علیک یا ملائکه ربی الیک ربی لا الی النار، الی رحمتک لا الی غضبک، رضاک رضاک...».(2)
*شاهدان مراسم تدفین حضرت زهرا(س)
امام صادق(ع) درباره حاضران مراسم تدفین امابیها(س) فرمود: شاهدان دفن حضرت فاطمه(س) سلمان فارسى، مقداد بن اسود، ابوذر غفارى، عبداللَّه بن مسعود، عبّاس بن عبدالمطّلب و زبیر بن عوام بودند.(3)
به مناسبت شهادت ریحانه خلقت حضرت راضیه مرضیه(س) سه حکایت از زندگانی ایشان در ادامه بیان میشود:
*توسل به امابیها(س)
امایمن از زنان بزرگ صدر اسلام است که همواره در خدمت خاندان نبوت بود، پس از آنکه فاطمه(س) از دنیا رفت، امایمن آن چنان ناراحت بود که دیگر نمیتوانست در مدینه بماند، بنابراین عازم مکه شد، در راه در بیابان جحفه تشنگی بر او غلبه کرد و آبی نیز به همراه نداشت و تشنگی او آنچنان شدید شد که به حد خطر مرگ رسید.
در این لحظه متوجه خدا شد و در حالی چشمش پر از اشک بود عرض کرد: «یا رب! اتعطشنی و انا خادمه بنت نبیک»، پروردگار من! آیا مرا تشنه میگذاری با اینکه من کنیز دختر پیامبرت(فاطمه) هستم، پس از دعا، دلوی از آسمان پر از آب بهشت بر او نازل شد، از آن آب آشامید و تا هفت سال دیگر تشنه و گرسنه نشد.(4)
*تابوت جالب و نیک!
اسماء دختر عمیس میگوید: در لحظات آخر عمر فاطمه(س) در حضورش بودم، به من فرمود: این تابوتها ناپسند است، زیرا جسد را خوب نمیپوشاند، من عرض کردم در مهاجرت به حبشه تابوتهایی دیدهام که جسد را به خوبی میپوشانند، فاطمه(س) فوراٌ فرستاد چند چوب درخت خرما آوردند و من با آنها تابوت خوبی ساختم، فاطمه(س) خوشحال شد و فرمود: «ما احسن هذا و اجمله لاتعرف به المرثه من الرجل»، به به! این تابوت چه زیبا و نیکو است که جسد مرد و زن در آن تشخیص داده نمیشود.(5)
*شیعه فاطمی کیست
مردی به همسرش گفت: نزد فاطمه(س) برو و درباره من از او سؤال کن که آیا من شیعه شما هستم یا خیر؟ همسرش نزد فاطمه(س) رفت و از او سؤال کرد، حضرت فرمود: به او بگو «ان کنت تعمل بما امر ناک وتنتهی عما زجرناک عنه فانت من شیعتنا والا فلا»، اگر به آنچه تو را امر کردیم عمل میکنی و از آنچه نهی کردیم پرهیز میکنی تو از شیعیان ما هستی و گرنه شیعه ما نیستی.
زوجه آن مرد گوید: جواب فاطمه(س) را به شوهرم رساندم، او گفت: وای بر من! چه کسی از گناهان و خطاها بدور است! پس من در این صورت برای همیشه در جهنم هستم، زیرا هر کسی از شیعیان آنها نباشد همیشه در آتش جهنم است، همسرش دوباره به خدمت فاطمه(س) میرسد و سخن شوهرش را به آن حضرت میرساند. فاطمه(س) میفرماید: به او بگو آن طور که گمان کردی نیست، شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشت هستند و هر کس ما را دوست بدارد و دوستان ما را هم دوست بدارد و دشمن دشمنان ما باشد و با قلب و زبانش ایمان آورده است، اگر مخالفت با امر و نهی ما کند شیعه ما نیست، گرچه به بهشت میرود، اما بعد از آنکه به وسیله بلاها و سختیها از گناهانشان پاک شوند یا با انواع سختیها در عرصههای قیامت و یا ورود در طبقه بالای جهنم که عذاب میشوند پاک شوند، آنگاه به خاطر محبتی که به ما دارند از جهنم نجاتشان میدهیم و به نزد خود میبریم.(6)
*بخشی از بیانات امام خمینی (ره) درباره جایگاه رفیع بانوی بزرگوار اسلام
*او زن معمولی نیست، او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است. بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است. تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام در این زن [حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیهاـ] است.
*برای صدیقه طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبه طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است، حرکت معنوی، با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است.
*اگر روزی باید روز زن باشد چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است. تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به این مولود شریف [حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ] است تا نشان دهد که زن، بزرگی ویژه ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست.
*زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر انسانهایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلا می درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است. همه باید به او [حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ] اقتدا کنید و کنیم. همه باید دستورمان را از اسلام به وسیله او و فرزندان او بگیریم و همان طوری که او بوده است باشید. من راجع به حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم.
*روایت در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است. و آن روایت این است که حضرت صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بعد از پدرش 75 روز زنده بودند. در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت، و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد. ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده ای بوده است، یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است، و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظام درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ای که واقع می شده است، مسائل را ذکر کرده است، و آنچه که به ذریه او می رسیده است در آتیه ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است. مسأله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است ... این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است، مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است؛ حتی درباره ائمه هم من ندیده ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد.
*ما افتخار می کنیم که دنباله رو آن خاندان پیغمبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ باشیم. افتخار می کنیم که فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ را اسوه و الگوی خود قرار بدهیم. زنها، دخترهای جوان و نسل انقلابی کوشش کنند خودشان را به آن ترسیمی که فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ از زن مسلمان برای ما به وجود آورده، هر چه ممکن است نزدیک تر کنند.
*شخصیت حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در طول تاریخ، شخصیتی یکتا و یگانه است و هیچ کس از زنان برجسته تاریخ به پای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نمی رسد. در محراب عبادت، ایشان ساعتهای متمادی با خدا راز و نیاز می کردند. عبادت و سلوک ایشان برای ما قابل تصور و درک نیست.
*امیدواریم زنان امت اسلامی بتوانند با الهام گرفتن از شخصیت ملکوتی و عظیم القدر فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ بن بستهای موجود در زندگی زنان در سطح جهان را بشکنند. در صحنه تعریف معنوی فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ وارد نمی شویم، لیکن در زندگی معمولی این بزرگوار یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف و بین وظایف یک انسان مجاهد، غیور، خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم بعد از رحلت رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که به مسجد می آید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع می کند و حرف می زند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و سختی تحمل کن است از طرفی دیگر.
*در روایت دیگری از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ به ایشان می گوید ملائکه می آیند، با من سخن می گویند و مطالبی را به من می گویند. امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ به ایشان می گویند: وقتی صدای ملک را شنیدی، به من بگو تا من بنویسم آنچه را که تو می شنوی و امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نوشت آنچه را که ملائکه به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ املا می کردند و این یک کتابی شد که در نزد ائمه ـ علیهم السلام ـ بوده و هست.
*در روایات متعدد آمده که ائمه ـ علیهم السلام ـ برای مسائل گوناگون خود به «مُصحف فاطمه» مراجعه می کردند. بعد امام ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «انه و لیس فیها حلال و حرام»، در این کتاب، احکام نیست، حلال و حرام نیست، «فیها علم ما یکون»، اما همه حوادث جاری بشری در دورانهای آینده در این کتاب هست. این چه دانش والایی است؟ این چه معرفت و حکمت بی نظیری است که خدای متعال به یک زن در سنین جوانی می بخشد؟ این مقام معنوی حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ است. این مسائل معنوی تا حدود زیادی به فضایل عملی ارتباط پیدا می کند. ارتباط پیدا می کند به آنچه که از تلاش فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ناشی می شود.
*عبادت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ یک عبادت نمونه است. «حسن بصری» که یکی از عُبّاد و زُهّاد دنیای اسلام است درباره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ می گوید: به قدری دختر پیغمبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که «تورّمت قدماها»؛ پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محراب عبادت ورم کرد.
*آن خطبه ای که فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در مسجد مدینه بعد از رحلت پیغمبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ایراد کرده است، خطبه ای است که به گفته علامه مجلسی، بزرگان فُصحا و بُلَغا و دانشمندان باید بنشینند کلمات و عبارات این خطبه را معنی کنند. این قدر پرمغز است. از لحاظ زیبایی هنری این سخن فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ مثل زیباترین و بلندترین کلمات نهج البلاغه و در حد سخنان امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ است. فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ می رود در مسجد مدینه می ایستد در مقابل مردم و ارتجالاً حرف می زند. شاید ایشان یک ساعت صحبت کرده است با بهترین و زیباترین عبارات و زبده ترین و گزیده ترین معانی. آن عبارتش، این فصاحت و بلاغتش، این فرزانگی و دانشش، این معرفت و حکمتش، آن جهاد و مبارزه اش، آن رفتارش به عنوان یک دختر، آن رفتارش به عنوان یک همسر، آن رفتارش به عنوان یک مادر، آن احساسش به مستمندان ... این شخصیت جامع الاطراف فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ است؛ این الگوست؛ الگوی زن مسلمان این است.



